دیونه ,چهارشنبه ,بودی چهارشنبه
وقتی چهارشنبه باشه و همش با خودت بگی تو که گفتی بودی چهارشنبه میام بس چی شد؟! ... تو که گفته بودی چهارشنبه خونه ام بس حالا چرا شنبه ؟!... وقتی از خستگی خوابت بیاد اما همش بگی کاش الان در میزدی و میومدی دلم تنگت شده ... خیلی تنگت شده ... این دل دیگه  حرف سرش نمیشه ... . بخوابی و و همش به این فکر کنی که الان زنگ خونه صداش میپیچه تو اتاقت اما ....اما یدفعه ساعت 2 نصف شب ببینی صدا زنگ میاد بگی عه بازم خواب دیدم و بگیری بخوابی اما ... صدا زنگه این بار طولانی بشه  بدویی بگی بله؟! ... بگه دیونه درو بازکن منم چرا پشت درو انداختی ... وقتی اومد تو اینقده محکم بغلش کنی که نتونه حرکت کنه هی بزنیش بگی دیونه چرا ظهر نگفتی میام ؟!... بگه ول کن دیونه کوله ام سنگینه خواستم سورپرایزت کنم ... و تا صبح همش اون بگه و تو بخندی ^_^
منبع اصلی مطلب : دلツ
برچسب ها : دیونه ,چهارشنبه ,بودی چهارشنبه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : وسط این همه خستگی آرامش یعنی تو ^_^